حالا نوبت آمریکاست
کِی باید بروی سراغ حُکماء و اندیشمندان؟ وقتی هنوز شاکله ی ذهنی و قوام شخصیتی ات شکل نگرفته. در نوجوانی. اولِ جوانی. من هم پیر و فرتوت نیستم ولی ایکاش در ۲۰ سالگی آقای حائری شیرازی را می یافتم. آی بچه های نوجوان و جوان تر؛ با حکمت ها و کلمات و کتب مرحوم آیتالله حائری شیرازی انس بگیرید...
حالا نوبت آمریکاست!
کسانی به امام سجاد (ع) اصرار میکردند که بیایید مثل پدرتان، قیام کنید. ظاهراً تنور آتشی در منزل امام بوده است. امام باقر (ع) نقل میکنند که: پدرم به اینهایی که اصرار میکردند، فرمود: «منْ فِیکُمْ تَطِیبُ نَفْسُهُ أَنْ یَأْخُذَ جَمْرَةً فِی کَفِّهِ فَیُمْسِکَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟»: کدامتان حاضر است یک تکه از این آتشها را در دست بگیرد و آن قدر نگه دارد تا خاموش شود؟! دیدم اصلاً هیچکس نمیآید؛ من گفتم: «پدر، من حاضرم». پدرم گفت: «منظورم شما نیستی». دوباره فرمود: «منْ فِیکُمْ تَطِیبُ نَفْسُهُ أَنْ یَأْخُذَ جَمْرَةً فِی کَفِّهِ فَیُمْسِکَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟». دوباره دیدم هیچکس نمیآید و من گفتم. باز پدرم گفت منظورم شما نیست. بار سوم هم به همین ترتیب. من دیدم این اصحاب آنقدر خجالتزده و شرمنده شدند که دوست دارند زمین بشکافد و بروند داخلش. پدرم هم دلش به حال آنها سوخت و رهایشان کرد.
بینید! این صحبت امام سجاد (ع)، حرف خداوند خطاب به همۀ ماست. این سؤال امام سجاد (ع)، در واقع نسلبهنسل تکرار میشده؛ اما هیچ نسلی حاضر نشد این «جَمَره» (حبۀ آتش) را بردارد. امام راحل نگاهی به مردم کرد و در مردم #وفا احساس کرد؛ چون مردمشناس بود؛ لذا در پاسخ به ندای «منْ فِیکُمْ تَطِیبُ نَفْسُهُ أَنْ یَأْخُذَ جَمْرَةً فِی کَفِّهِ فَیُمْسِکَهَا حَتَّى تَطْفَأَ؟» گفت: «ما بر میداریم!». بنابراین به او مأموریت دادند که آتش را بگیرد.
اولین آتشی که امام (ره) گرفت، آتش شاه و ساواک بود. به امام(ره) گفتند اینها را اینقدر بگیر تا سرد بشود. مردم هم گفتند: هرچه امام در دست گرفت، ما در دست میگیریم. شاه و ساواک، آتشِ سرخ بودند. گرفتن آتش یعنی بدنت بسوزد، تاول بزند، تکهتکه گوشتت بریزد؛ اما آتش را زمین نگذاری تا سرد و زغال بشود. این شهیدها، جانبازها، شلاقهایی که در زندان میخوردند، تعقیبها، هجوم به خانهها و ...، همۀ اینها تکهتکههای گوشت بود که میریخت، همه اینها به خاطر گرفتنِ آتش در دست بود. ولی امام تا آخر کوتاه نیامد. به مدت 15 سال از نیمۀ خرداد 42 تا 22 بهمن 57، «امام» و «امت» این آتش را گرفتند تا سرد شد. بعد هم آتش صدام و حکومت بعثی را گرفتند تا سرد شد.
سپس به امام گفتند آتش بعدی را بگیر؛ امام گفت: بعد از شاه، نوبت آمریکاست. هرچه که با شاه پیش آمد، باید با آمریکا هم پیش بیاید. آمریکا و اسرائیل، عین آتش هستند؛ باید در دست گرفته بشوند تا سرد بشوند. #مقاومت به معنای گرفتن این آتش است. این آتش دارد سرد میشود. آمریکای سال ۵۸ کجا، آمریکای اکنون کجا! این راهپیماییهایی که در عالَم واقع میشود، جرأتهایی که مردم دنیا پیدا کردهاند و پرچم آمریکا را مرتباً آتش میزنند، علامتِ سرد شدنِ آتش است. وقتی در کل جهان، همان حالتی ایجاد شود که در کشور ما پیدا شد، آن آقا میآید. ما باید دعا کنیم که امتها، در این راهی که آمدهاند تا آخر بروند. در فلسطین، این آتش را بدست گرفتهاند. هرکس بگوید: «فلسطین به ما چه ربطی دارد، آنها خودشان یک ملت هستند و ما هم برای خودمان ملت دیگری هستیم»، این آتش را زمین گذاشته است. اگر کسی در این زمان، این آتش چهل ساله را زمین بگذارد، گناه چهل نسل قبلی را باید جواب بدهد. چرا؟! چون امام زمان (ع) میگوید: چهل نسل که این آتش را بر نداشتند، حالا شما هم که برداشتهاید، بعد از چند سال میخواهید آن را زمین بگذارید؟!
این همه #شهید، سوختگیهای دست امت است که آتش استکبار را نگه داشته و تاکنون از نگه داشتن آن خم به ابرو نیاورده است. این آتش بالاخره سرد خواهد شد، همان طور که شاه و صدام سرد شدند. امام با سرد شدن آتشِ شاه، به میان ما برگشت و آن امام منتظر نیز با سرد شدن آتش استکبار است که زیارتش خواهیم کرد. مساله، مسالۀ گرفتن آتش در دست است. این رسالت امروز ما است.
مرحوم آیتالله حائری شیرازی
- ۰ نظر
- ۱۲ بهمن ۰۴ ، ۱۰:۳۷








