حوالی احمد
واقعا و بی تعارف میگویم که کاش بلد بودم و کلمات، رامِ من بودند تا میتوانستم این کتاب را خوب ترویج و معرفی کنم. ولی از دست من یکی بر نمی آید. کتاب حوالی احمد، نانِ شب ماست. احتیاج همه است. از فرماندهان و مسئولان تا اهالی فرهنگ و تربیت و حتی والدین و حتی نوجوانان. چی بوده اصلا این آدم؟ که اگر روایت هایش را بخوانی؛ هضم چنین ابرانسانی برایت سخت است و سنگین! چطور میشود آدم باابهتی را ازش حساب ببری ولی تا سرحد مرگ هم دوستش داشته باشی؟ احمد کاظمی از آن اعجوبه های اسلام و انقلاب و ایران است که اگر زندگی ۴۷ ساله اش را مرور نکنی، یک چیزهایی در فضای فکری و ایمانی و شخصی و اجتماعی ات کم خواهی داشت. این کتاب برای من جزء معدود کتاب هایی بود که هم تاثیرگذار بود و هم تاثربرانگیز و هم اوقاتی در روز، فکرم را مشغول میکرد. روایت ها عموما تازه و نشنیده و دست اول هستند. خاطرات همسر حاج احمد هم برای اولین بار تدوین و منتشر شده و حاج قاسم و حاج حسن طهرانی مقدم هم حسابی نسبت به عشق و مقتدایشان، قربان صدقه رفته اند. تضادهای عجیب، جنون مندی، لطافت، اقتدار و هیبت و یکدندگی، کارهای بزرگ بی خستگی و نشستن، ولایی بودن و گریه ها و کلی ریزه کاری های خنده آور و گریه دار و حسرتناک در این کتاب و با قلم و سلیقه ی خوب نویسنده، جمع و ارائه شده است. کاش اول مدیران ما بروند چرخی در حوالی احمد بزنند و بعد مربیان ما. حاج قاسم میگفت: احمد جزء معدود فرماندهانی بود که مربی هم بود. من دوست داشتم مربی مثل او میداشتم و تا آخر عمرم نوکریش را میکردم.
- ۰ نظر
- ۰۳ اسفند ۰۴ ، ۱۰:۴۱
