حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

نوشتن را دوست دارم همین!

بایگانی

امید به محبت موالی

شنبه, ۱۹ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۰۴ ق.ظ

 

خودِ من که بنا به دلایل نگفتنی از خود و پیرامون و جهان، ناامیدم؛ حقیقتا به رحمت و محبت و دستگیری آل الله علیهم السلام خیلی امید بسته و دارم... امروز در کتابی خواندم که وقتی حضرت رسول اکرم روحی فداه به ملاقات عبدالله ابن ابی، سردسته ی منافقان مدینه هنگام مریضی و جان دادنش، رفتند درخواست او برای اعطای پیراهن برای کفن و نماز برای پیکر او را اجابت کردند. فکر کن طرف یک عُمر منافق و اذیت کُن و دودوزه باز بوده؛ ولی حضرت رافتش شامل او هم می‌شود. باز هم در کتاب حضرت حجت روحی فداه همین چند روز پیش خواندم که وقتی سفیانیِ ملعون را بعد از آن همه جنایت دستگیر می‌کنند و نزد حضرت به مسجد کوفه میبرند؛ سفیانی به امام می‌گوید: ای پسرعمو! بر من منت بگذار و مرا نکُش! بگذار در راه تو جهاد کنم! حضرت صاحب سکوت می‌کنند. بعد می‌فرمایند: رهایش کنید! اصحاب امام اعتراض می‌کنند که آقا این ملعون این همه از اولاد رسول خدا و مردم را کشته و... .حضرت، امرِ سفیانی را به ایشان واگذار می‌کنند. یاران امام گردن سفیانی را کنار درخت سدری، میزنند و سرِ آن ملعون را نزد امام می آورند. حضرت امر می‌کنند که پیکرش را دفن کنند. هضم این سکوت و رأفت سخت است. ولی چقدر به آدم امید می‌دهد.
 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی