حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

نوشتن را دوست دارم همین!

بایگانی
آخرین مطالب

کار دستش بده!

شنبه, ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۳۸ ق.ظ

 

ک باری شب عید فطر در ایام نوجوانی از طرف بسیج مسجد رفتیم برای نگهبانی و مثلا کار امنیتی در مصلای تهران. جایی به من پست نگهبانی داده بودند. هوا سرد بود. خیلی سرد. ولی من گرمم بود. آتشی در درون داشتم. به من کار سپرده بودند. کارم را مهم می‌دانستم. نوجوانی را به حساب آورده بودند. آن شب را و حتی گرمکن سفید و خاکستری و کتونی آدیداسِ سرمه ای و سفیدم را یادم هست. کار به نوجوان که بدهی و آدم حسابش کنی و او احساس کند نقشی پیدا کرده و...بچه را می‌سازد و راه می اندازد. کار باید داد بهشان!

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی