حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

نوشتن را دوست دارم همین!

بایگانی

پسر خدا

سه شنبه, ۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۴:۱۰ ب.ظ

 

کتاب جالبی بود. شاید برای بزرگترها مناسب تر باشد. داستان جوان نویسنده ای است کم شخصیت و درگیر با خود و در تلاطم با همسری که بر او مسلط است و البته درگیر با افراد دیگری که در زندگی اش دخل و نقش دارند. این وسط همسر باردار است و سرطانِ نادری دارد که بین حفظ خودش و بچه درگیرند. آقای نویسنده هم از بچگی پدرومادرش را در خرمشهر از دست داده و یتیم بزرگ شده توی پرورشگاه. توی این درگیریها می‌رود و قبر مادرش را در خرمشهر پیدا می‌کند و خانم و بچه اش هم.... همان حرفی که غالبا اینجا تکرارش کرده ام. پیچیدگی جان و روح و رفتار و شخصیت آدم ها را نمایان می‌کند و باهاش ور می‌رود. که بدردبخور است و فکرکردنی. ما هم توی زندگی و اجتماع، سوژه امان همین پیچیدگی آدم های دور و برمان است که غالبا نمی‌دانیم با آنها چه کنیم و تعامل و تعایش مان چه باشد. کتاب، جسور بود. مخصوصا اول هاش. عین کارهای امیرخانی بود یه کم. دوست داشتنی بببینی آخرش چطور تمام می‌شود و شخص اول داستان، آخرش چه غلطی می‌کند و از این بی دست و پایی در می آید یا نه؟ این کتاب را انتشارات خط مقدم به قلم محمدهادی عبدالوهاب منتشر کرده است.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی