حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

نوشتن را دوست دارم همین!

بایگانی
آخرین مطالب

ما به کوه تکیه کردیم

سه شنبه, ۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۴:۰۳ ب.ظ

 

اوضاع به قدری تیره و تار بود که هیچ کشوری نمی‌توانست با صراحت و یا حتی به تلویح و کنایه از دولت سوریه جانبداری کند. حتی محافل عالی تصمیم گیری‌ در ایران هم تردید داشتند. آن وقت دیدن یک افق موفقیت برای چنین فشار و هجمه‌ای که در ابعاد گوناگون وجود داشت، سخت بود. سوریه مثل بدنی شده بود که غده‌های سرطانی آن را از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب پوشانده بود. رسید به نقطه‌ای که از این جغرافیای گسترده سوریه فقط روی نقشه یک وجب باقی مانده بود که حکومت در آن حضور داشت. در چنین صحنه‌ای احتمال پیش بینی و وعده دادن پیروزی سخت بود. به همین دلیل هم دولت‌های ما چه در زمان آقای احمدی نژاد و چه در زمان آقای روحانی این موضوع را تمام شده می‌دانستند. حتی حرف‌های دیگری می‌زدند که ما باید برویم دنبال راهکار و فکر دیگری و طرح‌های دیگری را مطرح کنیم. حضور ما را در سوریه کار بی‌خودی می‌دانستند. می‌گفتند: امکان ندارد بشار اسد بماند. ما که کوچولو هستیم، وقتی به جلسه‌های مسئولین کشور می‌رویم، باید روحیه بگیریم؛ اما برعکس بود. وقتی به جلسه‌های عالی نظام می‌رفتیم، روحیه‌مان را از دست می‌دادیم. تازه، باید روحیه آنها را بالا می‌بردیم. سخت است آدم بخواهد نظامی را بر یک مسئله نگه دارد. البته تکیه‌گاه اصلی‌مان ایستادگی مقام معظم رهبری بود. مثل کوهی ایستاد و ما به او تکیه دادیم. بیشتر وقت‌ها در کانون‌های تصمیم گیری نظام دچار مشکلات سنگینی هستیم.

 بریده‌ای از کتاب "قاسم" به روایت مرتضی سرهنگی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی