مدرسه رفتن ماها

با چکمه و کتونیِ پوزه پاره و یک لا کاپشنِ کم جان و کشِ دورِ کتاب ها، بی که سرویس مدرسه داشته باشیم، توی برف سنگینِ اواخر دهه ی ۶۰ و اوایل ۷۰، مسیری را که کم نبود؛ میرفتیم دبستان و برمیگشتیم! تازه با خط کش کتک هم میخوردیم که کره خر چرا دیر رسیدی مدرسه! میکوبید ها! روی کف دست بچه دبستانی آن هم با غیظ و بغض! درِ باسن هم میکوبیدند غالبا نامردها
بعدِ مدرسه با بدن کرخت و انگشت های یخ زده و دماغِ قندیل بسته؛ میرسیدیم خانه و می چپیدیم زیرِ کرسی! تازه ننه مون هم دو تا میزد توی سرمان که ذلیل مرده این چه وضعِ ریخت و قیافه ست! حالا یک مشت بچه سوسول به خاطر آلودگی مدرسه نمیروند...
- ۰ نظر
- ۰۷ دی ۰۴ ، ۱۰:۰۴
