دوستی تا همیشه
«ببین رفیقی که تو او را به دست میسودی و قلب تو خشنود میشد، کرمها او را مانند جامهی کهنهای میخورند. انکیدو، دوست تو، که دست تو را میگرفت، مانند خاک رس شده، او غبار زمین شده. او در خاک افتاد و خاک شد.» - حماسهی گیلگمش؛ فارسیِ داوود منشیزاده.
پ ن: پایان رفاقت های هیجانی و دلدادگی های مضر و دوستی های ابتر و گره خوردن های بی فرجام، خاک است و پوچی و پوکی!
اما اگر برای خدا باشد؛ ابدی است و تا همیشه...
- ۰ نظر
- ۲۵ آذر ۰۴ ، ۱۰:۱۶
