حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

نوشتن را دوست دارم همین!

بایگانی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کرمان» ثبت شده است

تاریک ماه

شنبه, ۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۱۹ ق.ظ

 

بعضی کتاب ها و برخی رمان ها آنچنان به جان آدم می‌نشیند که دوست دارد دوسه باری دست بگیردش. تاریک ماه را منصور علیمرادی که ظاهرا مالِ جنوب کرمان است نوشته. رمانی جذاب و خواندنی که دوسه شبه تمامش کردم و دل کندم. آدمی نیستم که چندان تحت تاثیر شخصیت های خیالی قرار بگیرم؛ اما دوست دارم جای یاغیِ داستان باشم و چندی آواره ی کوه و بیابان شوم. داستان، داستانِ "میرجان" جوان بلوچی است که با حادثه ای، بیابانی و یاغی و اسلحه بدست می‌شود. آوارگی و دلدادگی دو یارِ همپای بلوچ می‌شوند در اقلیم خشن اما شگفت کرمان و سیستان و بلوچستان. طبیعتی سوزان و ناهموار و بی پایان. داستان او که در عشق و دلدادگی، با شوربختیِ تمام، هربار ناکام می ماند و تصویر مردان و زنان بلوچ از چادرنشین و شتربان تا شرور و قاچاقچی و گویش و کلمات کرمانی و بلوچی و سیستانی و... شیرینی کتاب را دو چندان کرده. برای خودِ من هم شخصیت های داستان و هم طبیعتی که از آن سرزمین دوست داشتنی تصویر شده؛ برجسته بود. سیستان و بلوچستان را از دیرباز از آن روزی که دوستانمان در ایرانشهر و زاهدان با اشرار می‌جنگیدند و از روزی که عبدی و سیفی در ایرانشهر و بزمان و چاه شور و دلگان و سمسور و ارزنتاک تردد می‌کردند تا شهید شدند؛ دوست دارم.

  • حسن مجیدیان

شبیه کربلا کردند کرمان را

شنبه, ۱۶ دی ۱۴۰۲، ۱۲:۳۳ ب.ظ

شبیه کربلا کردند از خون باز کرمان را

منافقها به خون آذین نمودند اهل ایمان را

 

هراسانند از نام تو و از زائرانت هم

ببین حاجی ز پا افتادن سرو خرامان را

 

به روز سالگرد آسمانی گشتنت اینجا

به خونابه نشاندند این چنین چشمان یاران را

 

خبرها حاکی از پرپر شدنها بود یا زهرا

به میلادت ببین هنگامه سرخ شهیدان را

 

هنوز از انتقام سخت می گوییم و می خواهیم

بگیر از لشکر صهیون تقاص خون ایران را

 

کجایی حاج قاسم تا بخوانی شعر عاشورا

شبیه کربلا کردند از خون باز کرمان را

شعر : مهدی طهماسبی

  • حسن مجیدیان