نمیخواهم صدایی اضافه کنم!
دوستی میگوید: بیشتر بنویس! تولید کن، ممبر بگیر، از خودت بیشتر رونمایی کن! الان همه دنبال همین چیزها هستند، توی اینستا پیج بزن و...
میگویم: داداش تو انتظار داری که اینجا تند تند تولید محتوا کنم و هِی قلم بچرخانم و یار جمع کنم در حالی اصلا از اولش هم قرارم با خودم این نبود! یعنی اساسا عُرضه ای در این تیپ رفتارها ندارم و ذره ای اعتماد به نفس در من نیست که اصلا این حرفهای من به دردی میخورد یا نه! بیخیال برادر! اصلا انبانی وجود ندارد که از آن محتوایی دربیاید! چند روز پیش هم محمد حاجی مقصودی میگفت که متن های ناامیدکننده و غُرآلودی می نویسی!
گفتم: بله! چون ناامید و غرغرو شده ام و کتمان هم نمیکنم!
من در بی نشاط ترین و بی افق ترین سالهای زندگی ام که حالا باشد و از خود و جهان و پیرامون و عزیزان ناامیدم، نمیخواهم به این دنیای پر از صدا و پر هیاهو، صدای دیگری بیفزایم.
میدانی! زیاده گویی آدم را سنگدل میکند. میترسم صدایی بلند کنم و از این بیچاره تر و سنگدل تر بشوم! بیخیال برادر!
خدا اراده کرده از جایی که این روزها خودش در آنجا خیمه زده؛ حواس ها پرت نشود! همه ی خبرها امروز در غزه است.
خدا رفته آن جا. بگذار من همین باشم و پُرگویی و پررویی نکنم و حواس ها را پرت نکنم.
بیخیال برادر!
- ۰ نظر
- ۰۹ شهریور ۰۴ ، ۰۸:۲۸