حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

نوشتن را دوست دارم همین!

بایگانی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «غم» ثبت شده است

غم نمی ماند

يكشنبه, ۱۲ اسفند ۱۴۰۳، ۰۷:۱۸ ق.ظ

 

نه تو می‌مانی نه اندوه

و نه هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود قسم

و به آن لحظهٔ شادی که گذشت...

غصه هم میگذرد...

بر تن لحظه‌ی خود

جامهٔ اندوه مپوشان هرگز...

 

سهراب‌سپهری

  • حسن مجیدیان

غم و نغمه ی ممنوعه

يكشنبه, ۱۸ شهریور ۱۴۰۳، ۰۷:۲۳ ق.ظ

رفتم مغازه چیزی بخرم، طرف موسیقی گذاشته بود. کم صدا و ملایم. نمیدانم هایده بود یا گوگوش یا حمیرا یا که مهستی. خلاصه دلم گرفت. پرت شدم به دهه ی شصت. آن وقت ها این چیزها زیاد بود. یادم هست با خانواده ی هفت نفره مان با پیکان همگی رفته بودیم اردبیل. برادرم نوار مهستی گذاشته بود و منِ نوجوان دائم انگشتم در گوشم بود که نشنوم. بقیه هم به سماجت و کارم می‌خندیدند. خلاصه گاهی نغمه های ممنوعه هم آدم را غمناک می‌کند و می‌برد به روزگارانِ گذشته.

  • حسن مجیدیان