حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

نوشتن را دوست دارم همین!

بایگانی

۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انتشارات سوره مهر» ثبت شده است

نرگس ها

سه شنبه, ۱۸ دی ۱۴۰۳، ۱۰:۰۲ ق.ظ

یک مجموعه ی کوتاه و خواندنی از داستان های شیرین دینی و جبهه ای با قلمی ادبی و نگاهی انسانی. یک جور کارگاهِ جمع و جور برای یادگیری و نوشتن است.

  • حسن مجیدیان

سفر به جنوب

شنبه, ۸ دی ۱۴۰۳، ۰۸:۲۸ ق.ظ

 

این یک کتاب جمع و جور از سفرِ کوتاه محمدرضا سرشار است به مناطق جنگی و گفت و گو با نوجوانان رزمنده. مقایسه آن نوجوانان با آن چه از نوجوانان ِ امروزی سراغ داریم؛ جالب و درس آموز است.

  • حسن مجیدیان

فاطمه فاطمه

شنبه, ۱۰ آذر ۱۴۰۳، ۰۷:۳۲ ق.ظ

باور من این است که اهل‌ بیت علیهم السلام اهل کرامت و رسیدگی و دستگیری هستند. این ماییم که از این مفاهیم دور شده ایم. شفا از ائمه گرفتن برای ما امری غریب شده و الا از مسلماتِ عالم، این است که درمان و شفا دست آن حضرات است. کتاب فاطمه فاطمه کوتاه است. اما شیرین و دلپذیر. راجع به دختری روستایی که سرطان روده گرفته و با مادرش تنها در کنجی افتاده. پدرش مرده و تنها برادرش یا اسیر شده در جنگ و یا مفقود است. مادرش در اوج دوا و درمان و خستگی و بی پولی ناگهان برای حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها آش نذری می می پزد تا.... برای خودِ من این کتابچه تلنگری بود که چه چیزها که از یادم رفته...

  • حسن مجیدیان

داستان آن کلات

شنبه, ۱۰ آذر ۱۴۰۳، ۰۷:۲۹ ق.ظ

نمایشنامه به ما هنر گفتگو می آموزد. هنر حرف زدن. رابطه برقرار کردن. استدلال کردن و شاید مهم تر از این ها هنر شنیدن. هنری که خیلی از ماها از آن بی بهره ایم. در میدان سخن و حرفیدن، خوب می تازیم اما در عرصه ی شنفتن، بی تاب و بی حوصله ایم. داستان آن کلات نمایشنامه ی کوتاهی است از دوره ی حمله ی مغول به ایران. در آن کلات مسلمان و مسیحی و یهودی در کنار هم زندگی می‌کنند که فتنه ی مغول از راه می‌رسد. شهزاده ای مغول به اهالی کلات پناهنده می‌شود و مغولان برای یافتن او یورش به کلات می آورند. ناگهان در شب عروسی زلفا و داوود .... شاید زبان نمایشنامه امروزی نباشد، اما جان و روحِ مطلب، نیازِ امروز ِ ماست.

  • حسن مجیدیان

گمشده ی من

يكشنبه, ۲۲ مهر ۱۴۰۳، ۰۷:۱۳ ق.ظ

 

سردار علی هاشمی از آن جوان های غیور خوزستان بود. قرارگاه سرّی نصرت که به پیشنهاد حاج محسن رضایی فرمانده وقت سپاه در ایام جنگ برقرار شد؛ محل فعالیت ها و خدمات و شجاعت های کم نظیر علی هاشمی شد. محسن رضایی در این کتاب از آن روزها و راه اندازی قرارگاه نصرت دور از چشم فرماندهان، طرح ریزی عملیات در هور و شناسایی های مداوم علی و نیروهایش، جریان فریب عراق در هور و حمله به فاو، از دست دادن شلمچه با حمله ی مجدد عراق، روزهای فوق العاده سخت جنگ و نحوه ی شهادت علی در حمله ی عراق به قرارگاه نصرت و...سخن گفته است. احساسات عاشقانه و کتمان نکردنی حاج محسن نسبت به علی در این کتاب مشهود است. کتاب کوتاه است و حاصل سه جلسه گفتگوی آقای بهداروند با حاج محسن رضایی. از انتشارات سوره مهر

  • حسن مجیدیان

پسرم قدش بلند است

شنبه, ۲۸ بهمن ۱۴۰۲، ۰۶:۳۸ ق.ظ

این مجموعه ی داستان کوتاهِ خواندنی را به دختران نوجوان و خانم ها توصیه میکنم. داستان ها کوتاه و آموزنده و البته در خانه های سنتی و حیاط دار می‌گذرد و فوق العاده شیرین و کلمات و عباراتش محکم و هنرمندانه است. کتاب را سوره ی مهر منتشر کرده است

  • حسن مجیدیان

رمان برف گرم

شنبه, ۹ دی ۱۴۰۲، ۰۶:۰۵ ق.ظ

 

 

اخیرا این رمان جالب را خواندم. داستان مربوط به خطه ی لرستان و یکی از روستاهای آن منطقه است. رودابه دختری است سرراهی که در سبدی در کنار آب پیدا می‌شود و در این روستا رشد می‌کند و با امیر ازدواج می‌کند و حسن از ازدواج آنها حاصل می‌شود. رودابه زنی ساکت و پُر خیر و برکت و متفاوت در میان مردمان روستاست. اما امیر به خاطر تحولات اجتماعی زمانه و ....دلش در گروِ مهر دختران شهری است. وقتی امیر به شهر رفته، رودابه بر اثر مریضی فوت می‌کند و به خاطر برف سنگین، خاکسپاری رودابه به تاخیر می افتد و به قول مردم روستا، زمین پیکر او را قبول نمی‌کند. روز خاکسپاری امیر شکسته و متنبه از شهر بر می‌گردد اما موقع تدفین رودابه اتفاقی عجیب در قبرستان می افتد و.... گویش لُری کتاب از شیرینی های کتاب است. این کتاب هم بلاشک حکایت تک تک ماست که در دام عادات ناپسند و عقاید خرافی و بی مهری نسبت به عزیزان و اطرافیان، گرفتار شده ایم. چنین رمانی؛ تلنگر و درس زندگی است برای ماها. کتاب را انتشارات سوره مهر چاپ کرده است.

  • حسن مجیدیان

اعترافات کاتب کشته شده

يكشنبه, ۱۹ آذر ۱۴۰۲، ۰۶:۵۹ ق.ظ

برای آشنایی اجمالی با تاریخ صدراسلام و دسایس معاویه ی ملعون و مقتل کوتاه کربلا و حوادث روز عاشورا، این رمان کار را ساده کرده است. به نظرم مثلا نوجوان جماعت که حالِ خواندن کتب جدیِ تاریخی را ندارند، این رمان را بخوانند که اطلاعاتش مستند است. فکر کنم کاتب اعظم شخصیتی خیالی باشد که نویسنده با خلق آن و از زبان پسرِ کاتب بخشی از تاریخ را روایت کرده. کتاب را باید با توجه خواند؛ چرا که در لابلای کتاب روضه ی سیدالشهدا علیه‌السلام آورده شده است. قبلا عرض کرده بودم که رمان نمایانگرِ شخصیت ها و زوایای روحی و درونی آنهاست. به شخصیت های کتاب مثل پسر کاتب، پیشکار، برادرزاده ی ابن ملجم، برادرِ ابوشعثاء، نعمان و...که بنگریم؛ خودمان را در آنها کم و بیش پیدا می‌کنیم. البته دور از من و شما باشد که مثل آنها شویم. ان شاالله ما از شیعیان و محبان اهل‌ بیت علیهم السلام باشیم.

 

  • حسن مجیدیان

رمان یاماها

يكشنبه, ۵ آذر ۱۴۰۲، ۰۷:۱۵ ق.ظ

 

یک رمان جالب راجع به جوانی از گرمسار اما به قلم یک خانم و با چاشنی حضور یک موتور یاماها در حاشیه ی داستان. تحولات آدم ها و درونیات شان بسیار خوب در این کتاب که نهایتا منجر به شهادتِ شخصیت اصلی داستان و برملا شدن رازهای بسیاری می شود و...بسیار خوب و روان در این رمان بیان شده است. گریزی به زمان انقلاب و ساواک و جبهه و...دارد که شنیدنی است. نوجوان ها هم می توانند بخوانند و کِیف کنند. البته در ابتدای کتاب نوشته شده که این رمان برداشتی آزاد از یادداشت های یک شهید است. خلاصه یاماها درس آموز و حال خوب کن و عبرت آموز است. البته تام و کامل نیست. مثلا نقش موتور یاماها و یا تعصب و خشکی و ضعف و بی عملیِ پدرِ احمد( شخصیت اصلی داستان) که از قضا روحانی و امام جماعت است را من نتوانستم فهم کنم. در واقع این پدر باعث خراب شدن زندگی محمد و زهرا و احمد می‌شود که واقعا قابل هضم نیست.

  • حسن مجیدیان

کتاب کوچ اصوات

دوشنبه, ۱۷ مهر ۱۴۰۲، ۰۶:۴۸ ق.ظ

 

داستان کوتاه برای آنها که حوصله ی رمان یا داستان بلند را ندارند، مناسب است. کتاب کوچ اصوات هم چند داستانِ خواندنی دارد که برخی از آنها به غایت تلخ اما واقعیت جامعه ی ما و آدم های تنها و آسیب دیده ی آن است. کتاب را انتشارات سوره مهر چاپ کرده و در آن داستان هایی مثل صدای اشیاء، خواجه عبدالله، سوم شخص، نسخه های صامت، مرگبان، راه بند، هفت پشت تنهایی، خوشه های خارک، جناب کبریایی و... را می‌توانید بخوانید.

 

  • حسن مجیدیان