حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

یادداشت های حسن مجیدیان

حا.میم

نوشتن را دوست دارم همین!

بایگانی
آخرین مطالب

۲۷۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معرفی کتاب» ثبت شده است

راهی به مجنون

دوشنبه, ۲۰ آبان ۱۴۰۴، ۰۸:۵۶ ق.ظ

این کتاب خیلی برایم شیرین و درس آموز بود. کتاب کوتاه بود. صد صفحه. راجع به شهید سیدعباس جولایی. آن بزرگوار ۴ مسئولیت همزمان و سنگین در سپاه و ایام جنگ داشته و عجیب اینکه همه را باهم جلو می‌برده! سیدعباس از بچه های ناب اصفهان بوده. لهجه ی اصفهانی، صفحات کتاب را شیرین کرده. جایی حین کار به صورت سربازی سیلی می‌زند. فردایش کل جمع را به خط می‌کند و در جمع عذرخواهی می‌کند از طرف. اما دیگر لباس سپاه نمی پوشد، چون....

چرا کتاب برایم شیرین بود؟ چون بی پرده از پُرخوری ها و شوخی ها و لات بازی های سیدعباس در کتاب یاد شده بود. با همه ی اینها به نظرم رمز شهادت او دو چیز بود. اول پُرکاری و دوم دل بریدن از سه فرزندش.

تعلقات خیلی چیز عجیب و چسبنده ای است که آن دمِ رفتن، زور خودش را نمایان می‌کند.

خدایا ما را هم ببر...

  • حسن مجیدیان

و کسی نمی داند در کدام زمین می میرد

شنبه, ۱۸ آبان ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ ق.ظ

کتابی فوق العاده خواندنی که از خواندنش ضرر نمی‌کنید. جستارهایی محکم و آموزنده از سفرهای یک خانمِ کوله گرد. حالا شاید یک وقتی همین نزدیکی ها، چند خطی مفصل راجع بهش نوشتم اما همین را بگویم که من و ما از چیپیدن و تمرگیدن در یک جاست که این طور لمس و لوس شده ایم. سفر است که می‌سازد. هجرت است که آدم می‌کند.

  • حسن مجیدیان

با یاد شانه های تو

شنبه, ۱۸ آبان ۱۴۰۴، ۰۸:۰۵ ق.ظ

 

توی روزگاری که به هر دلیلی روحمان سنگین و کدر شده؛ شعر به تلطیف روح و ضمیرمان کمک می‌کند. اشعار آقای طریقی هم خواندنی و عاشقانه است. این مجموعه را نشر نیماژ منتشر کرده. غزلیات خوبی داشت.

  • حسن مجیدیان

درباره کتاب ساجی

چهارشنبه, ۸ آبان ۱۴۰۴، ۰۸:۴۷ ق.ظ

 

چه اشکالی دارد آدم همان اول یادداشت با کمال صداقت لو بدهد که می‌خواهد از کتاب ساجی؛ سراسر تعریف کند و آن را سرِ دست بگیرد و به همه نشان دهد؟ بله، خاطرات خانم نسرین باقرزاده همسر شهید بهمن باقری؛ آن همه گران و ارزشمند است که روی آن قیمتی نتوان گذاشت. کتابی که خانم ضرابی زاده جفت و جور کرده؛ هفده فصلِ خواندنی دارد که اگر با آن خوب همراه شوی؛ می‌خندی و گریه میکنی و افتخار میکنی و شرمنده هم میشوی و اوج و رشد هم پیدا میکنی. من کتاب ساجی را بیش از کتابِ روایت و خاطره؛ کتاب تربیتی یافتم که به نوعی درمانِ دردهای خودساخته ی ماست. کتابی که فقط حالِ تو را خوش نمی‌کند؛ بلکه دستت را می‌گیرد و تو را راه می اندازد. نسرین و بهمن پسرعمو و دختر عمو هستند. خانواده ی اصیل و جنوبی آنها؛ پر جمعیت است و شلوغ و پُر از رفت و آمد و پُر از آداب و عادات خوب و زنده ی جنوبی. آدم های این کتاب کم نیستند. گاهی باید برگردی و از ابتدا یادآور شوی نام ها را تا یادت باشد تک تک این ایل و تبار پر جمعیت را. خرمشهر و آبادان در کتاب، از قبل انقلاب و از پالایشگاه و کارگران و مهندسان و تیپ و قیافه و عادات مردم و خوردنی ها و پوشیدنی ها و دیدنی ها و... خوب و زنده توصیف شده اند در کتاب. صحنه ها واقعا زنده اند. مخصوصا با اوج گیری انقلاب و با آتش گرفتن سینما رکس آبادان؛ صحنه ی اجتماع مردم و تشییع شهدا در خاکستون آبادان؛ به عینه مانند فیلم مستندی از جلوی چشمت می‌رود. همین زنده بودنِ تصاویر تا آخر کتاب همراهت می آید. صحنه ی عروسی ها؛ شادیِ فتح خرمشهر؛ بمباران خانه ها، مرگ ساجی و روز تدفین او، آمدنِ خبر بهمن و... حتی وضع پاسداران و رزمندگان در میانه ی دوم جنگ و نزدیک به روزهای پایانی نبرد و نمایی از وضع خانوادگی آنها هم تا حدودی در کتاب روشن شده است. انسجام این خانواده ی پر جمعیت و رفت و آمد فراوان شان و پای کار بودنشان در غم و شادی عجیب و آموزنده و یادآورِ فرهنگ خوب همدلی و هم زیستی در دهه ی شصت است. کتاب حتی ابا ندارد که بگوید نسرین مذهبی نبوده و معنای ولایت و نفس اماره نمی‌دانسته. کتاب رقص بندری بچه ها و شادی و رقص دوستان نسرین در عروسی را قایم نمی‌کند. کتاب میخواهد جنوبی جماعت را با همان سر و هیبت خودش نشان بدهد اما یادآور هم بشود که همان خرمشهری و آبادانیِ اهل بزم و شادی و تفریح؛ فدائی اسلام و مدافع خاک و وطن و عاشق امام خمینی است. کتاب این چیزهایش خوب است که نشان می‌دهد گاهی نسرین بانو تا سرحدِ یاس و خستگی و افسردگی می‌رود و برمی‌گردد. کتاب قشنگ نشان می‌دهد که چه حجمِ عظیمی از درد و دربدری و بزرگ کردن بچه ها و نبود شوهر و ناامنی و دلهره و... روی دوش یک دختر جوان افتاده! کتاب این ها را بخوبی و گام به گام، شیرین و داستان وار و بی دست انداز و بی که شعار قلمبه سر دهد؛ نشان می‌دهد! کتاب وجودِ یک رزمنده ی عاشقِ زن و بچه را و عشق و شور و وجد او برای فرزندآوری را و گریه های بی اختیار در غمِ از دست دادن فرزند را سانسور نمی‌کند. کتاب ساجی این چیزهایش خوب است. آیینه ای تمام نماست از آنچه بین نسرین و بهمن گذشته! اما خانم باقرزاده از روز عروسی و با شروع جنگ و سیر حوادث بیشماری که در مدتی کم حادث میشود؛ قد می‌کشد و در سیریِ کوتاه اما شگفت؛ آن دخترِ کم طاقتِ جنوبی؛ تبدیل می‌شود به نخلی تناور و پرثمر. کتابِ خوب ساجی که حاصل تلاش ستودنیِ خانم ضرابی زاده است؛ تنه به تنه ی رمان می‌زند. متنی روان، توصیفاتی عالی و زنده، پرداختِ به جزئیاتِ لازم و شرحِ خوب حالات و درونیاتِ راوی به مددِ واژه ها و کلمات و...کتاب را در میان نظائر خودش؛ ممتاز کرده است. آن حرف اول را دوباره تکرار کنم که امثال این کتاب را باید سرِ دست گرفت و به همگان معرفی کرد. حیف است بانوان این سرزمین و دختران این آب و خاک؛ چنین کتاب هایی را نبینند. و در آخر چقدر خرمشهر و آبادان مظلوم واقع شدند. چقدر مردمان آنجا لطمه و مصیبت دیدند. چه جوان ها که شهید شدند. چه آرزوها که خاک شد و... ساجی باعث می‌شود اینها از یادمان نرود!

  • حسن مجیدیان

ساجی

شنبه, ۴ آبان ۱۴۰۴، ۰۹:۱۹ ق.ظ

چرا عمرمان تمام شود و بعضی کتاب ها را نخوانیم؟ درمان خیلی از دردها و ناکامی‌های ما و بهتر از صدتا مشاور و تراپیست و... چنین کتاب هایی است. حالا بنا دارم بزودی یک یادداشتی برای این کتاب بنویسم ان شاالله. اما عجالتا اگر دنبالِ یک کتاب فوق العاده هستید؛ ساجی را بخوانید. هم آقایان و هم خانم ها و هم حتی نوجوان ها

 

  • حسن مجیدیان

تفسیر سوره تکاثر

شنبه, ۴ آبان ۱۴۰۴، ۰۹:۱۶ ق.ظ

ین مجموعه های کوتاه را بشدت پیشنهاد می‌دهم. عرض کرده بودم که بسیار کوتاه است و خواندنی و در عرض نیم ساعت کمتر و بیشتر؛ می‌توان تفسیر فشرده ی کوتاهی را از نظر گذراند. جلد پنجم این مجموعه ی تفاسیر از امام صدرِ غایب از نظر، به تفسیر سوره ی تکاثر و فخرفروشی نسبت به مال و دارایی و فرزندان و باغ و ...و حتی مردگان است. بحث خوبی دارد که این روحیه ی تکاثری چه بلایی سرِ دیانت و آخرتِ آدم می آورد. در بخش دومِ کتابچه؛ از تفسیر " نعیم" و بحث نعمت ولایت؛ گفتگو شده که قابل استفاده است. رضوان خدا بر امام موسی صدر چه زنده باشد و چه شهید!

 

 

  • حسن مجیدیان

آداب کتابخواری

شنبه, ۲۷ مهر ۱۴۰۴، ۱۱:۱۸ ق.ظ

 

اخیرا این کتاب را تمام کردم. روایت های این کتاب البته‌ که بیشتر به دردِ همان کتاب خوارها می‌خورد! یعنی آنها که یک قدرِ قابل توجهی در کتاب خوانی جلو رفته اند و حرفه ای شده اند. ای بسا ابتدا به ساکن برای کسانی که واردِ وادی کتاب و کلمه و مطالعه نشده اند؛ کتاب چیزِ نچسبی باشد حتی! این دست کتاب ها مالِ دیوانه ها و عاشقان کتاب است تا بیگانه با کتاب ها! نویسنده به نظرم با اشراف خوبی که به جوانب کار داشته؛ تقریبا بیشترِ جنبه ها و ملاحظات و دغدغه ها و مسائل مربوط به کتاب و کتاب خوانی را آورده و احصاء کرده. آن بخش که چرا باید کتاب هایمان را امانت ندهیم را خیلی پسندیدم و یادِ خریت و سادگی خودم افتادم که کتاب های نازنینم را امانت دادم به این و آن و پسش ندادند که ندادند! مقادیر زیادی فحش نثارشان

 آقا عُمر می‌گذرد. کتاب بخوانید. می ارزد به خدا. ضرر نمی‌کنید به مولا. 

  • حسن مجیدیان

نوزده صفر چهار

شنبه, ۲۷ مهر ۱۴۰۴، ۱۱:۱۲ ق.ظ

 

این کتاب متمرکز شده بر فعالیت های حیرت انگیزِ شهید مجید زادبود و همراهانش برای شناخت و کسب اطلاعات در منطقه ی اسرار آمیزِ بَمو در غرب کشور. پس از ماه‌ها تلاش جانفرسا_ که واقعا از توانِ عجیب و عشق عظیم بچه رزمنده ها تعجب میکنی_ عملیات بمو انجام نمی‌شود و حاج همت هم از مجید و سعید قاسمی دلخور می‌شود و... اطلاعات خوبی راجع به فوت و فن و سختیِ کار بچه های اطلاعات و عملیات و چند و چون طراحی عملیات ها در این کتاب آمده است. شهید مجید زادبود، در کانی مانگا شهید می‌شود و پیکرش ۹ سال بعد شناسایی و برگردانده می‌شود.

  • حسن مجیدیان

تفسیر سوره ناس و فلق

شنبه, ۲۷ مهر ۱۴۰۴، ۱۱:۰۷ ق.ظ

چند مجموعه ی کوچک اما پُربار از تفاسیرِ امام موسی صدر بر برخی سوره ها چاپ شده است. جزوه های کوچکی که می‌توان در نیم یا نهایتا یکساعت آنها را مطالعه کرد و بهره بُرد. کوتاه و پُرمغز و مفید و حاوی نکات تازه. در این جلد دو سوره ی ناس و فلق مورد بحث قرار گرفته و اشارات خوب و راهگشایی راجع به جِن، وسواس خناس، پناه بردن از شب و وسوسه های این و آن به خدا، بحث حسد، شرارت مخلوقات و... آمده است. برای انس و آشنایی ابتدایی با کتب تفسیری؛ شروع با چنین کتابچه هایی؛ قابل توصیه است

  • حسن مجیدیان

الجمل

شنبه, ۲۷ مهر ۱۴۰۴، ۱۱:۰۶ ق.ظ

 

این کتاب که به همت دفتر ادبیات شطر و با همکاری انتشارات شهید کاظمی منتشر شده؛ بازنویسی و شاید هم نوعی ساده نویسی از روی دست کتابِ الجمل شیخ مفید است تا برای مخاطب امروزی قابل فهم باشد. داستانی که بارها لابد خوانده اید. داستان شوریدن طلحه و زبیر و عایشه و نکث بیعت و پیمان و آمدن به بصره برای جنگ با علی علیه‌السلام. نویسنده سعی کرده حالتی داستانی و بهم پیوسته به روایت شیخ مفید بدهد و البته کارش هم در این فقره خوب از آب درآمده. در پایان هر فصل هم توضیحات خوبی راجع به افراد ارائه شده است.

خواندنش دوباره بابی است بسوی اینکه چرا مولا اینهمه مظلوم واقع شده و چرا برخی اینطور با علی بد بودند! البته که اگر چنین کتاب هایی را تورق کنید تا حدودی جواب دستتان می آید. ولی تا فهمِ کُنه آنچه که در ذات و ضمیر آدم ها میگذرد؛ راه بسیاری داریم و خیلی باید بخوانیم. آدم ها عجیبند و آن خانمِ شترسوار هم!

  • حسن مجیدیان